مازوت‌سوزی چقدر برای اقتصاد ایران هزینه دارد؟ / از ۳.۵ میلیارد دلار فرصت صادراتی تا خسارت سلامت

منبع: تجارت‌نیوز روش تهیه خبر
مازوت‌سوزی چقدر برای اقتصاد ایران هزینه دارد؟ / از ۳.۵ میلیارد دلار فرصت صادراتی تا خسارت سلامت

به گزارش تجارت نیوز، ایران با وجود برخورداری از ذخایر بزرگ نفت و گاز، در تأمین پایدار انرژی با مشکلاتی مانند رشد مصرف، محدودیت تولید و انتقال گاز، فرسودگی بخشی از زیرساخت‌ها و ناترازی برق مواجه است. در زمستان، هنگامی که مصرف گاز خانگی افزایش پیدا می‌کند، نیروگاه‌ها برای ادامه تولید برق ناچار می‌شوند بخشی از سوخت خود را از گاز طبیعی به سوخت‌های مایع، از جمله گازوئیل و مازوت، تغییر دهند.

در نگاه نخست، این تصمیم منطقی به نظر می‌رسد؛ زیرا سوزاندن مازوت می‌تواند در کوتاه‌مدت به تداوم فعالیت نیروگاه و جلوگیری از کمبود برق کمک کند. بااین‌حال، مسئله اصلی زمانی شکل می‌گیرد که هزینه واقعی این تصمیم محاسبه شود. آیا مازوتی که با قیمت اداری به نیروگاه تحویل داده می‌شود، واقعاً ارزان‌ترین گزینه برای کشور است؟ آیا هزینه‌های درمان، خسارت آلودگی و ازدست‌رفتن فرصت صادرات سوخت در محاسبات وزارتخانه‌های مسئول قرار می‌گیرد؟

پاسخ به این پرسش‌ها نشان می‌دهد که ارزیابی اقتصادی مازوت‌سوزی بدون درنظرگرفتن هزینه‌های خارج از حسابداری نیروگاه، تصویر ناقصی از واقعیت ارائه می‌دهد.

رشد ۴۶ درصدی مصرف مازوت؛ آخرین آمارها چه می‌گویند؟

بر اساس گزارشی که مرکز داده‌های باز ایران در ۵ دسامبر ۲۰۲۵ منتشر کرد، مصرف مازوت در نیروگاه‌های کشور طی سال ایرانی منتهی به مارس ۲۰۲۵، حدود ۴۶ درصد افزایش یافته است. این گزارش بر داده‌های محرمانه وزارت نفت و اطلاعات شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی تکیه دارد و حجم مصرف مازوت را در این دوره حدود ۱۲ میلیارد لیتر برآورد می‌کند.

اهمیت این رقم فقط در حجم بالای مصرف نیست؛ پراکندگی جغرافیایی افزایش مصرف نیز قابل توجه است. مطابق همین گزارش، مصرف مازوت در نیروگاه‌های استان بوشهر ۵۴۳ درصد، در زنجان ۱۷۲ درصد و در کهگیلویه‌وبویراحمد ۱۵۷ درصد رشد داشته است. برای تهران نیز افزایش ۸۲ درصدی گزارش شده است.

این ارقام نشان می‌دهد که مازوت‌سوزی را نمی‌توان تنها مسئله چند نیروگاه در اطراف پایتخت دانست. این پدیده با چالش تأمین انرژی در مناطق مختلف کشور ارتباط دارد و هزینه‌های آن نیز محدود به یک شهر یا یک صنعت نیست.

در گزارش دیگری که در ۲۶ ژانویه ۲۰۲۶، برابر با ۶ بهمن ۱۴۰۴، منتشر شد، روند جایگزینی سوخت مایع به‌جای گاز در نیروگاه‌ها در روزهای سرد مورد توجه قرار گرفت. داده‌های گزارش‌شده نشان می‌دادند که در پنجم بهمن، مصرف روزانه نفت کوره نیروگاه‌ها به حدود ۴۲.۵ میلیون لیتر رسیده بود. این عدد مربوط به یک روز است و نباید با میانگین مصرف سالانه اشتباه گرفته شود؛ بااین‌حال، ابعاد وابستگی مقطعی نیروگاه‌ها به سوخت مایع را نشان می‌دهد.

هزینه تأمین سوخت؛ قیمت مصوب با هزینه واقعی تفاوت دارد

یکی از دشواری‌های محاسبه هزینه مازوت‌سوزی در ایران، تفاوت میان قیمت مصوب سوخت نیروگاهی و ارزش اقتصادی واقعی آن است. دولت برای سال ۱۴۰۴ نرخ سوخت نیروگاه‌هایی را که برق خود را به شبکه تحویل می‌دهند، با افزایش ۵۰ درصدی نسبت به سال قبل، ۲۷۰۰ ریال به ازای هر لیتر فرآورده نفتی و هر مترمکعب گاز طبیعی تعیین کرد. این نرخ در مصوبه هیئت وزیران آمده است.

اما این رقم را نباید با هزینه واقعی تولید، پالایش، حمل‌ونقل یا ارزش صادراتی سوخت یکسان دانست. قیمت اداری تعیین‌شده برای تسویه سوخت نیروگاه‌ها، به‌تنهایی مشخص نمی‌کند که استفاده از یک نوع سوخت برای اقتصاد کشور از گزینه دیگر به‌صرفه‌تر است یا نه.

برای مثال، ممکن است هزینه ثبت‌شده سوخت در حساب‌های یک نیروگاه پایین باشد، اما استفاده از همان سوخت باعث افزایش خسارت سلامت یا ازدست‌رفتن درآمد بالقوه صادرات شود. در چنین شرایطی، نیروگاه سوخت ارزان‌تری مصرف کرده است، ولی کل اقتصاد لزوماً هزینه کمتری نپرداخته است.

از سوی دیگر، مازوت یکی از محصولات سنگین پالایش نفت است و کیفیت و میزان گوگرد آن بر امکان فروش در بازارهای خارجی اثر می‌گذارد. مرکز داده‌های باز ایران در گزارش سال ۲۰۲۵ خود، میزان گوگرد مازوت ایران را حدود ۳.۵ درصد اعلام کرده است؛ رقمی که به‌مراتب بالاتر از سقف ۰.۵ درصدی گوگرد در سوخت دریایی مطابق استاندارد بین‌المللی IMO است. البته این استاندارد دریایی مستقیماً استاندارد مجاز مصرف مازوت در نیروگاه نیست؛ مقایسه این دو صرفاً مقیاس تفاوت کیفیت سوخت را روشن می‌کند.

گوگرد بالا می‌تواند فروش سوخت را دشوارتر کند و در عین حال، سوزاندن آن بدون تجهیزات مناسب کنترل آلایندگی، هزینه‌های زیست‌محیطی بیشتری به همراه داشته باشد.

مازوت‌سوزی و فرصت ازدست‌رفته ۳.۵ میلیارد دلاری

یکی از مهم‌ترین ابعاد اقتصادی مازوت‌سوزی، نحوه تخصیص منابع انرژی میان مصرف داخلی و صادرات است. ایران در شرایطی برای جبران کمبود سوخت نیروگاه‌ها به مازوت و گازوئیل متکی می‌شود که همچنان بخشی از گاز طبیعی و فرآورده‌های مایع خود را به بازارهای خارجی عرضه می‌کند.

مرکز داده‌های باز ایران در گزارشی با عنوان «سودسوزی؛ بده‌بستان سوخت کثیف ایران» که ۲۲ دسامبر ۲۰۲۵ منتشر شد، این مسئله را از منظر درآمد صادراتی بررسی کرده است.

طبق برآورد این نهاد، صادرات سالانه حدود ۱۵ میلیارد مترمکعب گاز طبیعی می‌تواند نزدیک به ۵ میلیارد دلار درآمد ایجاد کند. در سناریوی جایگزین این گزارش، اگر حجم معادل انرژی مورد نیاز داخل از گاز تأمین می‌شد و به‌جای آن سوخت مایع بیشتری برای صادرات در نظر گرفته می‌شد، درآمد بالقوه می‌توانست به حدود ۸.۵ میلیارد دلار برسد. بر مبنای همین فرض‌ها، اختلاف دو سناریو به حدود ۳.۵ میلیارد دلار در سال می‌رسد.

این رقم، زیان قطعی ثبت‌شده در بودجه دولت نیست؛ بلکه برآورد یک سناریوی اقتصادی بر پایه قیمت‌های بین‌المللی و فرض‌های مربوط به ترکیب صادرات و مصرف داخلی است. تحقق آن به امکان فنی تأمین گاز، ظرفیت پالایش و صادرات، کیفیت سوخت، قراردادها و قیمت‌های واقعی فروش بستگی دارد.

با وجود این محدودیت‌ها، تحلیل مزبور یک پرسش مهم را مطرح می‌کند: آیا تخصیص گاز به نیروگاه‌ها و مصرف‌کنندگان داخلی، در برخی شرایط می‌تواند از نظر اقتصادی باارزش‌تر از صادرات گاز و سپس سوزاندن مازوت در داخل باشد؟

پاسخ به این پرسش باید با محاسبه هزینه فرصت سوخت انجام شود. اگر گاز بیشتری به نیروگاه اختصاص یابد، باید ارزش صادرات احتمالی ازدست‌رفته، هزینه تأمین سوخت جایگزین، تغییر بازده نیروگاه و کاهش خسارت ناشی از آلودگی در کنار یکدیگر بررسی شوند. در غیر این صورت، مقایسه صرف قیمت مصوب گاز و مازوت نمی‌تواند مبنای قابل اتکایی برای تصمیم‌گیری باشد.

کاهش تولید گاز در سال ۱۴۰۴؛ چرا نیروگاه‌ها به مازوت متکی می‌شوند؟

مصرف مازوت را باید در چارچوب گسترده‌تر ناترازی انرژی ایران بررسی کرد. در تیرماه ۱۴۰۵، مرکز داده‌های باز ایران با استناد به سالنامه شاخص‌های اقتصادی مرکز آمار ایران گزارش داد که تولید گاز طبیعی کشور در سال ۱۴۰۴ با کاهش ۲.۸ میلیارد مترمکعبی نسبت به سال پیش از آن، به حدود ۲۷۸.۸ میلیارد مترمکعب رسیده است.

کاهش تولید در شرایطی رخ داده که تقاضای انرژی، به‌ویژه در دوره‌های اوج مصرف، فشار زیادی بر شبکه گاز و برق وارد می‌کند. با افزایش مصرف خانگی در زمستان، تأمین گاز مورد نیاز همه بخش‌ها دشوارتر می‌شود و نیروگاه‌ها برای ادامه تولید برق به استفاده از سوخت مایع روی می‌آورند.

این وضعیت نشان می‌دهد که مازوت‌سوزی صرفاً انتخاب یک سوخت ارزان نیست؛ در مواردی، نتیجه کمبود گزینه‌های عملیاتی در زمان اوج تقاضاست. از همین رو، ممنوعیت ناگهانی مصرف مازوت بدون جایگزین مطمئن می‌تواند خطر کاهش تولید برق یا خاموشی را افزایش دهد.

راه‌حل اقتصادی پایدار، کاهش وابستگی به سوخت مایع از طریق مدیریت تقاضا، افزایش عرضه مؤثر گاز، کاهش اتلاف در شبکه، اصلاح بازده نیروگاه‌ها و توسعه منابع دیگر برق است. در واقع، سیاست انرژی باید به‌جای انتخاب میان «خاموشی» و «آلودگی»، مجموعه‌ای از گزینه‌ها را برای محدودکردن هر دو ریسک فراهم کند.

هزینه‌های سلامت؛ بخشی از صورت‌حساب که در قیمت سوخت دیده نمی‌شود

مازوت حاوی ترکیبات گوگردی است و احتراق آن می‌تواند دی‌اکسید گوگرد و ذرات آلاینده را وارد هوا کند. شدت اثر این آلایندگی به میزان گوگرد سوخت، حجم مصرف، نوع تجهیزات کنترل انتشار، ارتفاع دودکش، شرایط جوی و جمعیت ساکن در اطراف نیروگاه بستگی دارد.

سازمان جهانی بهداشت توضیح می‌دهد که دی‌اکسید گوگرد حاصل از سوزاندن سوخت‌های فسیلی می‌تواند دستگاه تنفسی را تحریک کند، علائم آسم را تشدید کند و با افزایش مراجعات اورژانسی و بستری‌های مرتبط با بیماری‌های قلبی و تنفسی همراه باشد. ذرات معلق نیز با بیماری‌های قلبی‌عروقی، سکته و بیماری‌های مزمن تنفسی ارتباط دارند.

این پیامدها هزینه اقتصادی مشخصی دارند: افزایش مخارج درمان، بالا رفتن فشار بر نظام سلامت، غیبت از محل کار و کاهش بهره‌وری. با این حال، سهم دقیق مازوت در هزینه نهایی آلودگی هر شهر باید با اندازه‌گیری انتشار نیروگاه‌ها و مدل‌سازی مواجهه جمعیت مشخص شود؛ تمام آلودگی هوای تهران یا سایر کلان‌شهرها را نمی‌توان به نیروگاه‌ها و مازوت نسبت داد.

خسارت سلامت نیروگاه‌های فسیلی؛ یک برآورد علمی برای ایران

یکی از پژوهش‌های علمی مشخص درباره ایران، پیامدهای سلامت انتشار آلاینده‌های ۶۱ نیروگاه بزرگ فسیلی کشور را بررسی کرده است. این نیروگاه‌ها در دوره بررسی، حدود ۹۵.۶ درصد تولید برق فسیلی ایران را پوشش می‌دادند.

این مطالعه که در مجله علمی Energies در سال ۲۰۱۷ منتشر شد و داده‌های دوره مارس ۲۰۱۶ تا مارس ۲۰۱۷ را بررسی می‌کرد، مجموع هزینه خسارت سلامت ناشی از آلایندگی نیروگاه‌های مورد مطالعه را حدود ۷۲۳ میلیون دلار بر مبنای ارزش دلاری سال ۲۰۰۰ برآورد کرد. متوسط هزینه خسارت سلامت نیز حدود ۲.۸۵ دلار به ازای هر مگاوات‌ساعت برق تولیدی گزارش شد؛ با این تفاوت که برآورد نیروگاه‌های مختلف از ۰.۰۶ تا ۲۲.۴۱ دلار به ازای هر مگاوات‌ساعت متغیر بود.

در این مطالعه، هزینه‌ها فقط به حجم سوخت وابسته نبودند. نوع آلاینده، میزان انتشار و جمعیت ساکن در اطراف نیروگاه نیز اهمیت داشتند. برای نمونه، برخی نیروگاه‌های نزدیک مناطق پرجمعیت به دلیل پیامدهای بیشتر انتشار بر سلامت مردم، خسارت بالاتری داشتند.

باید توجه داشت که این پژوهش قدیمی است، ارقام آن بر مبنای دلار سال ۲۰۰۰ بیان شده‌اند و نتایجش به کل نیروگاه‌های فسیلی و آلاینده‌های بررسی‌شده مربوط می‌شود؛ نه اینکه صرفاً خسارت مازوت در سال ۱۴۰۵ را اندازه گرفته باشد. بااین‌حال، مطالعه نشان می‌دهد هزینه سلامت برق تولیدشده از سوخت‌های فسیلی را می‌توان به‌صورت اقتصادی محاسبه کرد و آن را در ارزیابی واقعی هزینه تولید برق وارد کرد.

هزینه کل آلودگی هوا؛ چرا نباید همه خسارت را به مازوت نسبت داد؟

برای درک مقیاس خسارت، می‌توان به یک پژوهش منتشرشده در مجله Scientific Reports مراجعه کرد که هزینه اقتصادی مرگ‌های منتسب به ذرات معلق ریز یا PM2.5 را در ایران برآورد کرده است. این مطالعه برای سال ۲۰۱۸، بسته به استفاده از داده‌های ایستگاه‌های زمینی یا مدل‌های ماهواره‌ای، بین حدود ۱۰.۷ تا ۱۲.۸ میلیارد دلار خسارت اقتصادی ناشی از مرگ‌ومیر منتسب به PM2.5 را گزارش کرد؛ معادل حدود ۳.۷ تا ۴.۳ درصد تولید ناخالص داخلی کشور در همان سال.

در همین پژوهش، شمار مرگ‌های منتسب به مواجهه با PM2.5 حدود ۴۹ هزار تا ۵۹ هزار نفر برآورد شده است. این ارقام مربوط به همه منابع آلودگی ذرات معلق در کشور هستند و نه فقط نیروگاه‌های مازوت‌سوز. همچنین روش ارزش‌گذاری اقتصادی مرگ‌های زودرس بر نتیجه نهایی اثر می‌گذارد.

بنابراین نمی‌توان این رقم را مستقیماً به خسارت مازوت اضافه کرد یا آن را به‌عنوان هزینه اختصاصی مازوت‌سوزی معرفی کرد. اما این مطالعه روشن می‌کند که آلودگی هوا در ایران مسئله‌ای با ابعاد کلان اقتصادی است و تصمیم‌های مربوط به ترکیب سوخت نیروگاه‌ها باید در کنار اثر منابع دیگر آلودگی بررسی شوند.

راهکار اقتصادی کاهش مازوت‌سوزی چیست؟

کاهش مصرف مازوت زمانی پایدار خواهد بود که جایگزین‌های مطمئن و اقتصادی برای آن فراهم شوند. نخستین مسیر، کاهش اتلاف گاز و برق است. هر مترمکعب گازی که در فرایند تولید، انتقال یا توزیع هدر می‌رود، می‌تواند از منابع قابل استفاده نیروگاه‌ها بکاهد. سرمایه‌گذاری برای جمع‌آوری گازهای مشعل، کاهش نشت در شبکه و بهبود تجهیزات انتقال، از این منظر هم سیاستی اقتصادی و هم راهکاری برای کاهش آلایندگی است.

مسیر دوم، بهبود بازده نیروگاه‌هاست. تبدیل واحدهای گازی قدیمی به سیکل ترکیبی، در صورت امکان فنی و اقتصادی، می‌تواند از یک مقدار سوخت برق بیشتری تولید کند. همچنین اصلاح برنامه تعمیر و نگهداری، کاهش خاموشی‌های فنی و مدیریت بهتر مصرف در ساعات اوج تقاضا می‌تواند نیاز به سوزاندن سوخت جایگزین را محدود کند.

مسیر سوم، افزایش سهم انرژی‌های تجدیدپذیر است. بر اساس گزارش «هزینه‌های تولید برق تجدیدپذیر در سال ۲۰۲۵» که آژانس بین‌المللی انرژی‌های تجدیدپذیر (IRENA) در ژوئیه ۲۰۲۶ منتشر کرد، میانگین جهانی هزینه هم‌تراز تولید برق نیروگاه‌های خورشیدی مقیاس بزرگ در سال ۲۰۲۵ حدود ۴۴ دلار به ازای هر مگاوات‌ساعت و برای نیروگاه‌های بادی خشکی حدود ۳۳ دلار به ازای هر مگاوات‌ساعت بود. مطابق همین گزارش، بیش از ۹۰ درصد پروژه‌های تجدیدپذیر مقیاس بزرگ که در سال ۲۰۲۵ به بهره‌برداری رسیدند، برق را با هزینه‌ای کمتر از ارزان‌ترین نیروگاه فسیلی جدید در بازار خود تولید کردند.

این ارقام میانگین جهانی هستند و نباید بدون محاسبه هزینه سرمایه‌گذاری، نرخ تأمین مالی، اتصال به شبکه، ذخیره‌سازی و شرایط ایران به تعرفه برق داخلی تبدیل شوند. بااین‌حال، نشان می‌دهند که توسعه انرژی خورشیدی و بادی می‌تواند در برنامه‌ریزی بلندمدت برق، گزینه‌ای جدی برای کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی باشد. برای تأمین پایدار برق در تمام ساعات نیز لازم است تجدیدپذیرها همراه با شبکه انعطاف‌پذیرتر، مدیریت بار و در موارد لازم ذخیره‌سازی توسعه یابند.

در کوتاه‌مدت، استفاده از سوخت کم‌گوگردتر و نصب تجهیزات کنترل انتشار، مانند سامانه‌های حذف گوگرد از گاز خروجی، می‌تواند بخشی از آلودگی نیروگاه‌هایی را که امکان توقف فوری فعالیتشان وجود ندارد کاهش دهد. البته این تجهیزات نیازمند سرمایه‌گذاری، مصرف انرژی و نگهداری‌اند؛ بنابراین باید با توجه به کیفیت سوخت، مقدار انتشار، عمر نیروگاه و هزینه خسارت سلامت ارزیابی شوند.

در نهایت، سیاست اصلاح قیمت انرژی نیز باید بخشی از برنامه باشد. قیمت‌های اداری پایین، اگر بدون سازوکار مؤثر برای بهره‌وری و جبران فشار بر خانوارهای کم‌درآمد تعیین شوند، انگیزه صرفه‌جویی را تضعیف می‌کنند. اصلاح تدریجی و هدفمند قیمت‌ها، همراه با حمایت از خانوارهای آسیب‌پذیر و سرمایه‌گذاری در زیرساخت، می‌تواند هزینه ناترازی را در بلندمدت کاهش دهد.

مازوت ارزان است یا صورت‌حساب آن پنهان مانده؟

مازوت‌سوزی برای اقتصاد ایران یک مسئله چندبعدی است. از یک سو، این سوخت در مقاطع کمبود گاز به ادامه تولید برق کمک می‌کند؛ از سوی دیگر، مصرف آن می‌تواند هزینه‌های سلامت ایجاد کند و فرصت استفاده اقتصادی بهتر از منابع انرژی را از بین ببرد.

افزایش ۴۶ درصدی مصرف مازوت نیروگاهی در سال منتهی به مارس ۲۰۲۵، برآورد حدود ۱۲ میلیارد لیتر مصرف در آن دوره و تحلیل اقتصادی مبتنی بر احتمال ازدست‌رفتن ۳.۵ میلیارد دلار درآمد بالقوه سالانه، نشان می‌دهد که این موضوع صرفاً بحث کیفیت هوا نیست. در کنار آن، پژوهش‌های علمی درباره نیروگاه‌های فسیلی ایران، وجود هزینه‌های سلامت را تأیید می‌کنند؛ هرچند برآوردهای مربوط به کل آلودگی هوا را نباید به‌طور کامل به مازوت نسبت داد.

تصمیم اقتصادی درست، الزاماً ممنوعیت فوری مازوت‌سوزی بدون جایگزین نیست؛ زیرا چنین اقدامی ممکن است امنیت تأمین برق را به خطر بیندازد. راه‌حل پایدار، محاسبه هم‌زمان هزینه تأمین سوخت، فرصت صادرات، خسارت سلامت و سرمایه‌گذاری لازم برای جایگزین‌هاست.

اگر گاز به‌صورت کارآمدتری تولید و توزیع شود، بازده نیروگاه‌ها افزایش یابد، مصرف برق در ساعات اوج مدیریت شود و انرژی‌های خورشیدی و بادی با سرعت بیشتری توسعه پیدا کنند، نیاز به سوخت‌های سنگین کاهش خواهد یافت. در این صورت، کشور می‌تواند هم هزینه تولید برق را بهتر مدیریت کند و هم از بخشی از خسارت‌های سلامت و محیط‌زیستی بکاهد.

در واقع، پرسش اصلی این نیست که مازوت در حسابداری نیروگاه با چه قیمتی ثبت می‌شود؛ پرسش این است که پس از احتساب همه هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی، آیا مازوت‌سوزی همچنان ارزان‌ترین انتخاب برای ایران است؟ پاسخ به این پرسش به شفافیت داده‌های مصرف سوخت، انتشار آلاینده‌ها و هزینه‌های سلامت وابسته است.

گزارش اصلی و جزئیات بیشتر در تجارت‌نیوز. مشاهده خبر در منبع اصلی