ایثار مادرانه در لباس پرستاری

منبع: مهر سیاسی روش تهیه خبر
ایثار مادرانه در لباس پرستاری

خبرگزاری مهر- گروه سیاست: در روزهای پایانی جنگ دوازده‌روزه، وقتی خبر بمباران شرق تهران پیچید، پرستاری باردار در بیمارستان بعثت نیروی هوایی ارتش که به دلیل بارداری پرخطر در مرخصی استراحت مطلق به سر می‌برد، لحظه‌ای درنگ نکرد و به محل خدمت بازگشت. چند روز بیشتر تا پایان دوره استراحتش باقی نمانده بود، اما جنگ همه معادلات را به هم ریخته بود.

او با خودش کلنجار رفت: بمانم یا برگردم؟ بالاخره تصمیمش را گرفت. همسرش با وجود نگرانی، موافقت کرد و گفت: «نمی‌گم نرو، چون می‌دونم اگه بمونی تا ابد با خودت کلنجار می‌ری که چرا نرفتم. ولی قول بده به محض اینکه دکتر گفت شرایط بیمارستان خطرناکه، برگردی.»

فرزند کوچکش پرسید: «مامان، کی برمی‌گردی؟» و او در حالی که بغض راه گلویش را بسته بود، پاسخ داد: «می‌رم یه کاری بکنم که وقتی بزرگ شدی، بتونی سرت رو بالا بگیری و به مامانت و همه پرستارها افتخار کنی.»

صبح روز بعد، کیف و وسایلش را برداشت و راهی بیمارستان شد.

«تو چرا اینجایی؟»

او در بحرانی‌ترین ساعت‌های پس از حمله وحشیانه رژیم صهیونسیتی، به اورژانس بیمارستان رسید؛ تنها در دو ساعت نخست، ۲۴۰ مجروح به بیمارستان منتقل شده بود. یکی از پزشکان بازنشسته که او هم داوطلبانه برای خدمت به مجروحان بازگشته بود، با دیدن این پرستار باردار گفت: «تو چرا اینجایی؟ تو که باید استراحت کنی.» خانم پرستار لبخندی زد و گفت: «دلم نیومد خونه باشم و نظاره‌گر. حالا که اومدم، بذارید کارم رو بکنم.»

یکی از همکارانش نیز خطاب به او گفت: «با این وضعیتت نباید اینجا باشی، ولی خب... خدا خیرت بده که هستی.» و او در پاسخ گفت: «اگه امروز کنار همکارام نباشم، فردا چه جوابی دارم بدم به خودم و خدای خودم و بقیه همکارام؟»

«مامان، تو چرا گریه می‌کنی؟»

اما چیزی که این پرستار را بیش از هر چیز آزار می‌داد، تصویر کودکان بی‌گناهی بود که در حملات رژیم صهیونیستی به شهادت رسیده بودند. وقتی اولین کودک مجروح را روی برانکارد دید، دستانش لرزید. به یاد فرزند خودش افتاد که صبح همان روز پرسیده بود: «مامان، کی برمی‌گردی؟»

اشک در چشمانش حلقه زد، اما خودش را کنترل کرد. کودک مجروح که صورتش پر از گرد و خاک و خون بود، به او نگاه کرد و پرسید: «خاله، من می‌میرم؟» او دست کوچکش را گرفت و در حالی که بغضش را فرو می‌خورد، گفت: «نه عزیزم، تو قوی هستی، من کنارتم و تنهات نمی‌زارم.»

بعدها در گفتگو با همکارانش اعتراف کرد: «هر بار که چشمم به یک مجروح خردسال می‌افتاد، انگار قلبم تیکه تیکه می‌شد. به بچه خودم فکر می‌کردم. به همه مادرهایی که نمی‌دونستن بچه‌هاشون زنده‌ان یا نه. دلم می‌خواست جای همه مادرهای این بچه‌ها باشم و ازشون مراقبت کنم.»

«خانم پرستار، دستت درد نکنه»

در میان سیل مجروحان، لحظاتی بود که برای همیشه در ذهن این پرستار ماند. مرد میانسالی که با پای شکسته روی برانکارد دراز کشیده بود، وقتی او را دید، گفت: «خانم پرستار، تو با این وضعیتت اینجا چکار می‌کنی؟ من که شرمنده‌ام.» و او در پاسخ گفت: «شماها دارید از کشورمون دفاع می‌کنید، من باید شرمنده باشم اگه خونه می‌موندم.»

جوانی که دستش زخمی شده بود و لباسش از خون رنگین شده بود، به او گفت: «خانم، من از جنوب اومدم اینجا کار کنم. فکر نمی‌کردم اینجا هم بمباران بشه. ولی وقتی شما رو دیدم که با این وضعیت اومدید برای خدمت‌رسانی به محروحان، با خودم گفتم منم باید مقاومت کنم.»

و پیرزنی که در بمباران خانه‌اش آسیب دیده بود، دست او را گرفت و بوسید: «دخترم، خدا بهت سلامتی بده. تو مثل دختر خودمی. من خونه‌ام خراب شد، ولی وقتی تو رو دیدم، فهمیدم هنوز آدم‌های خوب هستن.»

دو ساعت و نیمی که همه‌چیز را تغییر داد

این پرستار باردار در کنار پزشکان و پرستاران شاغل و بازنشسته‌ای که داوطلبانه بازگشته بودند، به مداوای مجروحان پرداخت. بعد از بمباران شرق تهران، تعداد زیادی مصدوم برای مداوا به این مرکز درمانی انتقال داده شدند. در مدت دو ساعت و نیم، تعیین تکلیف تمامی مصدومان انجام شد و از میان کل مجروحان، تنها دو نفر به شهادت رسیدند. بسیاری از مصدومان با جراحات سطحی همان روز مرخص شدند.

«من فقط کارم رو کردم»

وقتی از او پرسیدند چطور با این شرایط کنار آمدی، لبخند زد و گفت: «من فقط به وظیفه‌ام عمل کردم. مثل همه پرستارهای دیگه. توی کرونا هم که خیلی‌ها می‌ترسیدن، ما پای کار بودیم. اون روزها یاد گرفتیم که ترس رو کنار بذاریم و به وظیفه‌مون عمل کنیم. حالا هم به وظیفه انسانی و شرعی خودم به عنوان یک پرستار عمل کردم.»

اما مسئولان بیمارستان بعثت نهاجا نظر دیگری دارند. به گفته آن‌ها، حضور این پرستار باردار در کنار همکارانش، برگ زرینی از ایثار کادر درمان نیروی هوایی ارتش در خدمت به مجروحان دفاع از وطن ثبت کرد؛ ایثاری مادرانه در لباس پرستاری که نشان داد عشق به وطن و انسانیت، حد و مرزی نمی‌شناسد.

گزارش اصلی و جزئیات بیشتر در مهر سیاسی. مشاهده خبر در منبع اصلی