معنای انتخاب آیزنکوت برای آینده جنگ
معنای انتخاب آیزنکوت برای آینده جنگ
دنیای اقتصاد: مامور شدن گادی آیزنکوت برای تشکیل کابینه جدید اسرائیل، میتواند نشانهای از تغییر در محاسبات سیاسی و امنیتی تلآویو باشد؛ تغییری که پیامدهای آن فقط به آینده بنیامین نتانیاهو محدود نمیشود و ممکن است بر چگونگی مواجهه اسرائیل با ایران نیز اثر بگذارد.
به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد-کامران کرمی؛ مامور شدن گادی آیزنکوت برای تشکیل کابینه جدید اسرائیل، میتواند نشانهای از تغییر در محاسبات سیاسی و امنیتی تلآویو باشد؛ تغییری که پیامدهای آن فقط به آینده بنیامین نتانیاهو محدود نمیشود و ممکن است بر چگونگی مواجهه اسرائیل با ایران نیز اثر بگذارد.
پرسش اصلی این است: آیا آیزنکوت میتواند به دوران سیاسی نتانیاهو پایان دهد و اگر چنین شود، آیا اسرائیل از مسیر جنگهای فرسایشی فاصله خواهد گرفت؟ اهمیت این تحول در آن است که آیزنکوت صرفا یک سیاستمدار مخالف نتانیاهو نیست؛ او رئیس پیشین ستاد کل ارتش اسرائیل و از چهرههایی است که تجربه حضور در ساختار تصمیمگیری امنیتی این رژیم را دارد. بنابراین، احتمالا در صورت تشکیل دولت، سیاست امنیتی او نه بر پایه کنار گذاشتن قدرت نظامی، بلکه بر اساس بازتعریف نسبت میان قدرت نظامی، اهداف سیاسی و هزینههای جنگ تنظیم خواهد شد.
پایان یک دوره یا آغاز ائتلافی شکننده؟
آیزنکوت از مدتها پیش نتانیاهو را مسؤول شکست در تحقق اهداف راهبردی جنگهای سالهای اخیر دانسته است. او با وجود تایید دستاوردهای عملیاتی در مواجهه با ایران، معتقد است این دستاوردها به اهداف سیاسی و راهبردی مورد انتظار منجر نشدهاند. موضع او درباره حمله مجدد به ایران نیز معنادار است: آیزنکوت گفته بود بدون وجود تحول اطلاعاتی و امنیتی تعیینکننده، از جمله حرکت آشکار ایران به سوی ساخت سلاح هستهای، نمیتوان ضرورت یک عملیات نظامی تازه را توجیه کرد. او همچنین تغییر رژیم را هدفی مطلوب توصیف کرده، اما تاکید داشته که چنین هدفی با اقدام نظامی قابل تحقق نیست.
این مواضع نشان میدهد اختلاف او با نتانیاهو لزوما بر سر اصل تقابل با ایران نیست؛ اختلاف بیشتر بر سر تعریف هدف، زمانبندی و حدود استفاده از نیروی نظامی است. نتانیاهو در سالهای گذشته تلاش کرده بود تقابل با ایران را به محور اصلی سیاست امنیتی و حتی بقای سیاسی خود تبدیل کند. در مقابل، آیزنکوت ممکن است به دنبال آن باشد که این تقابل را از یک پروژه دائمی و فرسایشی به سیاستی محدودتر، محاسبهشدهتر و تابع ارزیابی تهدید تبدیل کند. البته ائتلاف احتمالی آیزنکوت از طیفهای سیاسی متفاوتی تشکیل خواهد شد و هر یک درباره جنگ، امنیت، روابط با آمریکا و مساله فلسطین ملاحظات خاص خود را دارند.
جنگ فرسایشی؛ گزینهای پرهزینه
نکته مهمتر، شرایطی است که آیزنکوت در آن قدرت را به دست میگیرد. جنگ با ایران دیگر صرفا مسالهای نظامی میان تهران و تلآویو نیست؛ پیامدهای آن به بازار انرژی، تجارت جهانی، زنجیره تامین و هزینه زندگی در کشورهای مختلف سرایت کرده است. اختلال در تردد انرژی از تنگه هرمز، افزایش هزینه حملونقل و فشار بر قیمت نفت و گاز، نشان داده که ادامه یک جنگ طولانی میتواند هزینههایی فراتر از مرزهای منطقه ایجاد کند. ارزیابیهای اقتصادی نیز هشدار میدهند که تداوم شوک انرژی میتواند رشد اقتصادی را کاهش و تورم را در بسیاری از کشورها افزایش دهد.
در چنین فضایی، نه متحدان غربی اسرائیل و نه بسیاری از بازیگران منطقهای انگیزه چندانی برای حمایت از بازگشت به یک جنگ طولانی و بیسرانجام ندارند. حتی واشنگتن نیز باید هزینههای اقتصادی و سیاسی تداوم درگیری را در محاسبات خود لحاظ کند. بنابراین، اگر آیزنکوت به نخستوزیری برسد، احتمال دارد با فشارهایی برای مهار تنش و جلوگیری از تبدیل تقابل با ایران به جنگی تازه و گسترده روبهرو شود.
با این حال، نباید از این تحول نتیجه گرفت که اسرائیل در دوره آیزنکوت سیاست تقابل با ایران را کنار خواهد گذاشت. سوابق نظامی و مواضع سیاسی او نشان میدهد که همچنان ایران را تهدیدی جدی برای امنیت اسرائیل میداند. تفاوت احتمالی در شیوه مدیریت این تهدید خواهد بود: به جای تکیه بر عملیات نظامی گسترده و تکرارشونده، حفظ توان اطلاعاتی، آمادگی عملیاتی، بازدارندگی نظامی و امکان واکنش سریع میتواند در اولویت قرار گیرد.
تهدید معتبر به جای جنگ دائمی؟
چنین رویکردی میتواند معنای مهمی برای آینده جنگ ایران و اسرائیل داشته باشد. اگر نتانیاهو تقابل با ایران را به بخشی از هویت سیاسی و راهبرد بقای دولت خود تبدیل کرده بود، آیزنکوت ممکن است تلاش کند آن را به مسالهای قابل مدیریت در چارچوب امنیت ملی بازگرداند. این تغییر به معنای کاهش خصومت یا پذیرش قدرت منطقهای ایران نیست؛ بلکه میتواند نشانه عبور از راهبرد جنگ برای تغییر موازنه به سمت راهبرد بازدارندگی برای حفظ موازنه باشد.
البته این سناریو به دو عامل وابسته است: نخست، توان آیزنکوت برای تشکیل ائتلافی باثبات و عبور از اختلافات داخلی؛ دوم، میزان همراهی آمریکا با رویکردی که احتمالا بر کنترل تنش و جلوگیری از جنگی تازه تأکید خواهد داشت. اگر دولت جدید برای بقای خود به احزاب تندرو یا چهرههایی وابسته شود که خواهان برخورد سختتر با ایران هستند، فضای مانور آیزنکوت محدود خواهد شد. در نهایت، ماموریت آیزنکوت را باید فرصتی برای پایان دادن به دوره نتانیاهو دانست، نه تضمینی برای پایان سیاست تقابل با ایران./