چرا روسیه از ایران حمایت می‌کند؟

منبع: تجارت‌نیوز روش تهیه خبر
چرا روسیه از ایران حمایت می‌کند؟

به گزارش تجارت نیوز، ژئوپلتیکال مانیتور با انتشار یادداشتی مدعی شد: دیدارهای ۲۷ اکتبر ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، با مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران و شیخ تمیم بن حمد آل‌ثانی، امیر قطر، تصویر روشنی محاسبات مسکو درباره جنگ مرتبط با ایران ترسیم کرد. روسیه می‌خواهد نفوذ خود را در خاورمیانه حفظ کند، از مشارکت راهبردی با تهران صیانت کرده و نشان دهد که همچنان قادر است در حل‌وفصل یک بحران مهم بین‌المللی نقش‌آفرینی کند. با این حال، منافع مسکو تحت تاثیر پیامدهای اقتصادی جنگ و افزایش نقش دیگر میانجی‌گران منطقه‌ای با پیچیدگی‌هایی روبه‌روست.

این دیدارها زمینه ساز پیشرفتی محسوس در مذاکرات صلح نشد، اما معضل اصلی سیاست روسیه را آشکار کرد: مسکو دلایل متعددی برای جلوگیری از تحت تاثیر قرار گرفتن راهبرد ایران دارد؛ هرچند جنگ هم‌زمان فرصت‌های اقتصادی تازه‌ای برای صادرکنندگان انرژی روسیه ایجاد کرده است.

حفظ ایران به‌عنوان یک شریک راهبردی

این وبگاه در ادامه ادعا کرد: روسیه و ایران در سال ۲۰۲۵ با امضای معاهده‌ای، مشارکت راهبردی خود را در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی رسمیت بخشیدند. این توافق به معنای شکل‌گیری پیمان دفاع متقابل نیست، اما روابط دو کشور منافع قابل‌توجهی برای مسکو در آینده ایران ایجاد کرده است.

از همین رو افزایش تنش‌ها در خاورمیانه و ایران می‌تواند موقعیت منطقه‌ای روسیه را تضعیف کند. بنابراین، از نگاه کرملین، جلوگیری از تحت تاثیر قرار گرفتن معادلات ژئوپلیتیکی ایران ممکن است مهم‌تر از تضمین پیروزی کامل این کشور باشد.

ایرانی که به واسطه حملات متاثر شده، اما ثبات سیاسی خود را حفظ کرده و همچنان از استقلال راهبردی برخوردار باشد و به همکاری با روسیه ادامه دهد، می‌تواند شریکی ارزشمند برای مسکو باقی بماند. البته این مساله لزوما به معنای آن نیست که هدف اصلی پوتین، حفظ شرایط کنونی به هر قیمتی است. آنچه احتمالا برای روسیه اهمیت بیشتری دارد، جهت‌گیری راهبردی تهران است.

با این حال، جاه‌طلبی‌های مسکو با محدودیتی اساسی روبه‌روست: حفظ مشارکت با ایران به معنای تعیین آینده این کشور نیست. سرنوشت ایران بیش از هر چیز به موازنه نظامی، تصمیم‌های اتخاذشده در تهران و واشنگتن و میزان آمادگی قدرت‌های منطقه‌ای برای حمایت از یک توافق بستگی دارد.

تناقض در معادلات انرژی

جنگ، منافع اقتصادی متعارضی نیز برای روسیه به همراه دارد. اختلال در کشتیرانی از تنگه هرمز، به‌عنوان یکی از شریان‌های حیاتی بازار جهانی انرژی، می‌تواند قیمت نفت را افزایش دهد و به نفع صادرکنندگان روسی تمام شود. با این حال، تداوم بی‌ثباتی، کشتیرانی، سرمایه‌گذاری و رشد اقتصاد جهانی را تهدید می‌کند. در صورت تشدید درگیری، خسارت‌های اقتصادی ناشی از آن ممکن است در نهایت تقاضای جهانی انرژی را نیز کاهش دهد.

صلح نیز برای مسکو خالی از ابهام نیست. اگر تحریم‌های ایران به میزان قابل‌توجهی کاهش یابد، تهران در بلندمدت می‌تواند صادرات نفت خود را افزایش دهد، سرمایه‌گذاری خارجی بیشتری جذب و به رقیبی جدی‌تر در بازارهای بین‌المللی انرژی تبدیل شود. چنین وضعیتی ممکن است فشار بیشتری بر صادرکنندگان روسی وارد کند؛ هرچند میزان این تاثیر به ظرفیت تولید، شرایط سرمایه‌گذاری و سطح تقاضای جهانی بستگی خواهد داشت.

شواهد علنی و کافی برای این ادعا وجود ندارد که روسیه عامدانه به دنبال طولانی کردن جنگ برای کسب سود از افزایش قیمت انرژی است یا می‌کوشد برای حفظ سهم خود از بازار، صادرات نفت ایران را محدود کند. استدلال قابل‌اتکاتر این است که مسکو ناگزیر است میان منافع اقتصادی کوتاه‌مدت و مخاطرات راهبردی بلندمدت توازن برقرار کند.

منطقه‌ای بی‌ثبات ممکن است در کوتاه‌مدت درآمد بیشتری ایجاد کند، اما هم‌زمان نفوذ روسیه را تضعیف و محیط اقتصادی فعالیت این کشور را تخریب خواهد کرد. این تمایز اهمیت دارد؛ زیرا نمی‌توان منافع روسیه را به گزاره هایی ساده چون جنگ یا صلح تقلیل داد. مسکو به دنبال نتیجه‌ای است که ضمن حفظ موقعیت راهبردی‌اش، هزینه‌های ناشی از بی‌ثباتی منطقه‌ای را نیز محدود کند.

دسترسی دیپلماتیک لزوما به معنای قدرت دیپلماتیک نیست

دیدار ۲۷ اکتبر پوتین با پزشکیان نشان داد که روسیه همچنان به عالی‌ترین سطوح تصمیم‌گیری در تهران دسترسی مستقیم دارد. پوتین تایید کرد که دو رئیس‌جمهور در گفت‌وگوهای خصوصی خود درباره بحران منطقه‌ای رایزنی کرده‌اند و ابراز امیدواری کرد که این گفت‌وگوها به نتیجه‌ای مثبت منجر شود.

پزشکیان نیز تاکید کرد که کشورهای منطقه می‌توانند بدون اتکا به آمریکا، مشکلات خود را حل‌وفصل کنند. هر دو رئیس‌جمهور بر گسترش همکاری‌های دوجانبه تاکید کردند. پوتین همچنین اعلام کرد که حجم مبادلات تجاری دو کشور در هشت ماه نخست سال ۲۰۲۶، ۱۰.۴ درصد افزایش یافته است. او در عین حال مدعی شد که عملیات ساخت‌وساز در نیروگاه هسته‌ای بوشهر ادامه دارد.

این تحولات از تداوم و استحکام روابط ایران و روسیه حکایت دارند، اما به معنای آن نیستند که پوتین توانسته تهران را به پذیرش توافقی مشخص متقاعد کند یا موافقت واشنگتن را با ابتکار صلح روسیه به دست آورد.

هیچ‌یک از دو رئیس‌جمهور در جریان این دیدار به‌طور علنی از پیشنهاد جدیدی برای برقراری آتش‌بس یا چارچوب مورد توافقی برای مذاکرات سخن نگفتند.

این تمایز برای ارزیابی میزان نفوذ مسکو اهمیت اساسی دارد. دسترسی دیپلماتیک به روسیه امکان می‌دهد پیشنهادهای خود را مطرح کند، مواضع سیاسی طرف‌ها را منتقل سازد و احتمالا زمینه‌های مشترک برای مصالحه را شناسایی کند. اما این دسترسی زمانی به اهرم نفوذ تبدیل می‌شود که بتواند بر تصمیم‌ها تاثیر بگذارد یا به دستیابی به توافقی کمک کند که بدون مداخله مسکو دشوار بود.

روابط روسیه با ایران می‌تواند این کشور را به میانجیگری مفید تبدیل کند؛ در عین حال، همین روابط ممکن است بدبینی واشنگتن را نسبت به نیات مسکو افزایش دهد. جنگ روسیه علیه اوکراین نیز ادعای کرملین مبنی بر ایفای نقش سازنده در برقراری صلح را با پیچیدگی روبه‌رو می‌کند؛ هرچند بی‌طرفی همواره شرط ضروری میانجیگری موثر نیست.

مسکو تنها بازیگر میدان دیپلماسی نیست

روسیه همچنین با شبکه‌ای رو به گسترش از میانجی‌گران منطقه‌ای برای کسب نفوذ رقابت می‌کند.

قطر تجربه قابل‌توجهی در تسهیل ارتباط میان واشنگتن و تهران دارد و پاکستان نیز در تلاش‌های میانجیگرانه مشارکت کرده است. عربستان سعودی و ترکیه نیز هر یک نگرانی‌های امنیتی و روابط دیپلماتیکی دارند که می‌تواند بر روند تحولات جنگ تاثیر بگذارد.

در همین راستا دیدار جداگانه پوتین با امیر قطر، اهمیت این کانال‌های دیپلماتیک موجود را برجسته کرد. رئیس‌جمهور روسیه در این دیدار به «یادداشت تفاهم اسلام‌آباد» که با میانجیگری قطر و پاکستان حاصل شده بود، به‌عنوان مبنایی برای پیشبرد مذاکرات درباره بحران ایران اشاره کرد.

در ۲۵ اکتبر، قطر پیش‌نویس پیشنهادی را با هدف پایان دادن به جنگ به ایران ارائه کرده بود. یک مقام آگاه از مذاکرات اعلام کرد که تهران در حال بررسی این پیشنهاد است؛ اما یک مقام ارشد ایرانی، مفاد مطرح‌شده را غیرقابل‌قبول دانست و اساسا این ایده‌ها را در حد یک پیشنهاد رسمی برای توافق ارزیابی نکرد.

این روایت‌های متناقض، شکاف میان فعالیت دیپلماتیک و پیشرفت واقعی در مذاکرات را نشان می‌دهند. میانجی‌گران می‌توانند کانال‌های ارتباطی ایجاد کنند، پیشنهادهایی ارائه دهند و طرف‌ها را به گفت‌وگو ترغیب کنند، اما نمی‌توانند پذیرش مفاد توافق از سوی طرف‌های درگیر را تضمین کنند.

روسیه ممکن است با قطر و پاکستان همکاری کند یا برای کسب نفوذ و اعتبار دیپلماتیک با آن‌ها به رقابت بپردازد. در هر دو حالت، حضور میانجی‌گران متعدد، ادعای مسکو درباره ایفای نقشی تعیین‌کننده را دشوارتر می‌کند؛ مگر آنکه این کشور بتواند سهم مشخص و ملموسی در دستیابی به توافق نشان دهد.

آیا روسیه می‌تواند موقعیت راهبردی خود را حفظ کند؟

سیاست پوتین در قبال ایران، در نهایت تلاشی برای مدیریت منافع متعارض است. مسکو می‌خواهد ایران را به‌عنوان شریکی راهبردی حفظ کند، مانع شکل‌گیری نظمی منطقه‌ای تحت سلطه واشنگتن شود و جایگاه بین‌المللی روسیه را تقویت کند. هم‌زمان، این کشور باید با پیامدهای اقتصادی متناقض جنگ نیز کنار بیاید.

این اهداف ممکن است یکدیگر را تقویت کنند، اما در مواردی نیز می‌توانند در تعارض با یکدیگر قرار گیرند. ایران ممکن است مصالحه‌هایی را بپذیرد که روسیه با آن‌ها موافق نیست، پیشنهادهایی را که مسکو از آن‌ها حمایت می‌کند رد کرده یا در نهایت مشارکت راهبردی با روسیه را کاهش دهد.

بنابراین، معیار اصلی سنجش موفقیت راهبرد پوتین این نیست که روسیه تا چه اندازه می‌تواند نشست‌های دیپلماتیک برگزار کند یا دسترسی خود به مقام‌های ایرانی را حفظ کند؛ بلکه این است که آیا مسکو قادر خواهد بود به شکل‌گیری نتیجه‌ای کمک کند که ضمن کاهش خصومت‌ها، قدرت راهبردی ایران و موقعیت منطقه‌ای خود روسیه را نیز حفظ کند یا خیر.

پوتین لزوما به پیروزی ایران بر آمریکا نیاز ندارد؛ آنچه برای او اهمیت دارد، این است که ایران بدون قرار گرفتن قاطعانه در مدار راهبردی واشنگتن از این رویارویی خارج شود.

با این حال، تا زمانی که روسیه توانایی خود را برای تأثیرگذاری بر شرایط و مفاد توافق احتمالی نشان نداده، نقش این کشور همچنان در حد یک فرصت باقی می‌ماند، نه یک دستاورد محقق‌شده. مسکو ممکن است بتواند در شکل‌دهی به نظم سیاسی پس از جنگ نقش داشته باشد، اما نمی‌تواند از پیش فرض کند که این نظم همان چیزی خواهد بود که روسیه می‌خواهد.

گزارش اصلی و جزئیات بیشتر در تجارت‌نیوز. مشاهده خبر در منبع اصلی